برنامه‌ریزی و رشد شتابان

خیلی چیزها را می‌دانیم، حتی گمان می‌کنیم که در عمل هم به آن‌ها پایبندیم، اما گاهی تلنگری در هیات یک جمله قصار ظاهر می‌شود تا دوباره اهمیت موضوعی را که بدیهی می‌پنداشته‌ایم یادآوری کند:

«یک احمقِ با برنامه، می‌تواند یک نابغۀ بدون برنامه را شکست بدهد.»

-وارن بافت

اعتبار گوینده در بهتر پذیرفتن این حرف بی تاثیر نیست، جمله را که می‌خوانی با خودت می‌گویی؛ به جای اینکه بیش از این به خاطر حماقتم افسوس بخورم، بهتر است برنامه‌ریزی را جدی‌تر بگیرم. بالاخره وارن بافت روزنۀ امیدی نشان داده؛ او که احمق نیست.

باری، در روزگار کرونایی قدر و قیمت برنامه‌ریزی را بیشتر می‌فهمم.

توی قرنطینه (یا نیمه‌قرنطینه) بیش از هر وضعیت دیگری در معرض وادادنی. یکهو می‌بینی عادتت شده:

هر روز لنگ ظهر با کاردک از روی تخت جمعت کنند،

تا نیمه شب خودت را با موبایل و سریال و اخبار سرگرم کنی،

و دائم بهانه کنی که حالا فرصت و موقعیت مناسبی برای انجام هیچ ارزشمندی نیست.

نه! اینجوری نمی‌شود. باید برنامه داشت، حتی برنامه‌ای نیم‌بند و بی‌سروته.

گمان می‌کنم دلیل حال خوش این روزهایم تا حد زیادی به خاطر این است که با برنامه پیش می‌روم. داشتن برنامه دلگرم‌کننده است حتی اگر به سی چهل درصد آن پایبند باشی.

مدتی‌ست یکی از کتاب‌های قدیمی نشر زمان را که هیچ ربطی هم به برنامه‌ریزی فردی ندارد گذاشته‌ام جلوی چشمم؛ صرفاً محض دکور، اسمش برایم الهام‌بخش است:

برنامه‌ریزی و رشد شتابان.

برنامه‌ریزی و رشد شتابان

 

 در همین رابطه:

مهم‌ترین کاری که باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم

صفحۀ من در اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *