دراز است ره مقصد و من نوسفرم…

سلام استاد شاهین عزیز

اوایل پاییز ۹۸ که وارد خانواده مدرسه نویسندگی شدم هیچ وقت فکرش را نمی‌کردم در زمینه نویسندگی بخواهم به آرزوهای ایده‌آل‌گرایانه فکر کنم.

من فارغ‌التحصیل ادبیات نمایشی بودم و محض یادآوری مشق نوشتن، وارد مدرسه نویسندگی شدم. اوایل بدون هدف خاصی شروع به انجام تمرین‌ها می‌کردم. بسیار زیاد درگیر ایده‌آل‌گرایی و چارچوب‌های سخت در نوشتن بودم و البته همچنان این مرض دست از سرم برنداشته.

اما بعد از چند وقت به خودم آمدم و دیدم دارم در ذهنم نقشه می‌کشم برای تولیدکننده محتوا شدن، چاپ کتاب، زدن سایت.

این‌ها برای من همیشه دست‌نیافتی بودند. در ذهنم هیچ‌وقت خود را در قامت یک نویسنده یا محتواگر نمی‌دیدم. اما الان دارم برای رسیدن آرزوهایم نقشه می‌کشم و این برایم ارزشمند است.

در مورد دوره‌ی نظم شخصی، خب اول از همه بگویم هنوز در روند بهبود ساعت خواب پیشرفتی حاصل نشده، چون مسئله من کمی به اختلال خواب ربط دارد که خودش حدیث مفصلی است.

جدای از مسئله خواب، نظم شخصی به من یادآوری کرد که چقدر ذهن و جانم بدون آنکه بفهمم، تبدیل به سطل آشغال فضای مجازی شده است.

این دوره طعم زندگی بدون موبایل را به من چشاند. الحق که خیلی هم دلچسب بود. وقتی موبایل را خاموش و آن را در اتاقی زندانی می‌کنم، انگار که آرامش و صلح به تمام وجودم سرازیر می‌شود و تمرکزم چند برابر.

لطف دیگر این دوره برای من، بازگشتم سمت نقاشی و طراحی بود. نظم شخصی، منی که حدود ده سال دست به قلم نبرده بودم و از شروع دوباره آن وحشت داشتم را مانند دوستی دلسوز به جلو هول داد و نترسیدن از خراب کردن را به من آموخت.

گذشته از این‌ها مهمترین دستاورد این دوره برای من ساختن سایت، آن هم بعد از یک سال فکر کردن و وسواس به خرج دادن بود. ذهن ایدآل‌گرای من یک سال تمام این کار را به تعویق می‌انداخت، اما در کلاس نظم شخصی و تعیین هدف ماه، بالاخره توانستم ذهن ایرادگیرم را ساکت کنم و دست به کار شوم.

در کل راه بسیار طولانی‌ای در پیش دارم. هنوز هم چارچوب‌های ذهنی و ایده‌آل‌گرایی‌های ناخودآگاهم، در مسیر یقه‌ام را می‌چسبد و مانع حرکتم می‌شود اما، چیزی که برایم اهمیت دارد توقف نکردن و ناامید نشدن است.

می‌دانم قرار است هزاران بار زمین بخورم، می‌دانم از این زمین خوردن‌ها وحشت خواهم کرد، اما نترسیدن از زمین خوردن مهم نیست، مهم نترسیدن از دوباره و چندباره بلند شدن است. به قول جناب حافظ، دراز است ره مقصد و من نوسفرم.

پس امیدوارم جنگجوی درونم هم مرا در این مسیر یاری کند و تا اطلاع ثانوی خسته و ناامید نشود.

دوست و شاگرد شما سارا حق‌طلب

به تاریخ ۱۳/ ۲/ ۱۴۰۰

پی‌نوشت: استاد جان روزتون مبارک، امیدوارم انسان‌های دلسوزی مثل شما در دنیا هی زیاد و زیادتر بشن. 😊🍀

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *