زنجیرۀ تلاش

سلام به استاد خوش‌قلم و خوش‌قلب و دانا. امیدوارم حالِ دل و جسم و زندگیتون عالی باشه.🌷💫

🏝 نامه‌ای که در عصر و تصور کنار دریا و ساحل نوشته شده:

گفتید قصه بنویسم. قصه دخترخانمی از سرزمین دریایی، که روزهای زندگی‌اش گاهی مواج و هیجان‌انگیز و گاهی آرام و دل‌انگیز است و علاقه‌مند به مرواریدی به نام “نوشتن” شده.

بایستید تا از اولش بگویم، نه نایستید پابرهنه راه بروید و تن خنک ماسه‌ها را حس کنید.

القصه پرقصه:

روزهایی که ذهنم مشغول شده بود به داشتن شغل و درآمد، از جناب گوگل نشانی زیاد می‌پرسیدم، که بزرگراهی رو به من نشون داد و وارد کانالی شدم. چند روز بعد کلیپی که درمورد تولید محتوا سخنی میگفت، چشم و گوش منو به خودش جذب کرده بود، در آن میان نام دو استاد حرفه‌ای تولید محتوا برده شده
“جناب آقای شاهین کلانتری” و “سرکار خانم ناهید عبدی”

حس خوبی داشتم که یکی از حضاری هستم که دارم این کلیپ را می‌بینم.

بعد از اتمام معرفی مختصر تولید محتوا در آن کلیپ، کنجکاو شدم که بیشتر با اساتید آشنا بشم. که باز سراغ راهنمای همیشگی، گوگل جان رفتم. تا اسم استاد شاهین کلانتری را به او گفتم، برق چشمانش تصویر استاد را نشان داد و سایت خوش‌گوی ایشان را به من معرفی کرد.

سایت جالبی بود که از نوشتن میگفت و از طریق هر صفحه منو به دنیای جدیدتری از نوشتن وارد می‌کرد. تا مدتی فقط خواننده‌ای در سایت بودم که داشتم با جهان نوشتن آشنا میشدم.

بعد از گذشت چند ماه، با دوره و پوستر زیبای هزارویک محتوا روبه‌رو شدم. خیلی خوشحال بودم که دوره آموزش تولید محتوایی را یافتم و بعد از ثبت نام، با شوق خودم را کنار شهرزاد قصه‌گو می‌دیدم.

یکی از شهرزادهای دوره، استاد شاهین کلانتری دانا و خوشگو بود، مطالب جالبی را میگفت و منم مجذوب می‌شدم، تمریناتی هم میگفت انجام دهیم که مربوط به نوشتن بود، منم که ارتباط خاصی با نوشتن نداشتم (میخواندم ولی تا آن موقع نمی‌نوشتم) و بیشتر به هوای تولید محتوای تصویری وارد دوره شدم. گاهی که به داستان‌نویسی می‌رسیدم و ویس‌ها را اندکی چپ‌چپ نگاه می‌کردم و یکی درمیان می‌شنیدم، خب راستش نوشتن برایم سخت بود خیلی سخت، مثل گاز گرفتن دیوار!

این موضوع باعث شد که اندکی و بعد بیشتر،از دوره فاصله بگیرم. ولی با ادامه دوره گاهی سر زده چشم تو چشم میشدم با آموزش‌ها، نکات آموزشی‌ای را که در ادامه می‌شنیدم وجودم را پر از حس و حال عالی میکرد. راستش علاقه زیادی به آموزش و یادگیری نکات جدید و کاربردی دارم، دیدن آموزش موضوع مورد علاقه‌ام یکی از قشنگی‌هاییست که حال من و زندگی‌ام را تازه‌تر می‌کند.

دوره‌های آموزشی متنوعی را خریدم ولی به صورت نصفه و نیمه گوشه‌ای خزید.

اما هنوز هم دوره تولیدمحتوا از آموزش‌های دوست‌داشتنی من است… استاد ازم ناامید نشوید لطفا، این نصفه و نیمه‌کاری‌ها از برای چند ماه قبل است که من جور دیگری بودم حالا در ادامه بیشتر ازش می‌گویم. فکر می‌کنم یکی دو ماه دیگر سالگرد آشنایی منو دوره هزارویک محتوای کارآمد و زیبا باشد.

🏖الان چندتا نفس عمیق در این هوای پاک ساحلی کنار دریا می‌چسبد،و ریه‌ها را شاداب‌ترشان می‌کند.

خب بااجازه من ادامه بدم…

مدتی گذشت و من با آموزش‌ها و دوره‌های جدیدی دوست شدم (که الان بهم میگن:پارسال دوست و امسال آشنااا)

دوره‌ها را به خانه خود آوردم ولی با نیم‌نگاهی رها شد. علایق متنوعی داشتم و دارم مثل: روانشناسی و توسعه فردی، اشعار بزرگان، یادگیری زبان خارجه، تولید محتوا و.‌‌..

گاهی در بین گلبرگ‌های علایقم گم می‌شدم، هدفم را گم میکردم.

هدف برای من درد قشنگی بود. درد بود چون چندسال گمشده‌ام را پیدا نمی‌کردم و ازش خبری نداشتم، قشنگ بود چون نوع نگاه و حال زندگی منو خوشگل‌تر کرده بود.

گم کردن هدف مشخص و نداشتن برنامه مشخص و عدم عملگرایی، اصلا موضوعات خوبی برای ماندن نبودند.
چندی پیش، به مدت یک‌ماه مشاور تحصیلی برنامه‌ای تند و تیز برای من پخته بود که منو از طعم شیرین زندگی دور می‌کرد. دوست داشتم خودم برنامه خودم را بچینم اما اصول ساخت دکوراسیونش را نمی‌دانستم.

دوره‌های مختلفی شرکت کردم، با سایت‌های زیادی گفتگو می‌کردم ولی پازل من کامل نمیشد. تا اینکه یه روز کم امید از خیلی از جاها برمی‌گشتم که چشمم به تابلوی فراخوان دوره نظم شخصی افتاد. (گفتم “کم” امید چون معمولا “نا” نمی‌شود، نوع نگاهم به چالش‌ها و امواج طوفانی، دریای افکارم را آرام‌تر و دل‌انگیزتر می‌کند. پیاده‌روی هم افکار و اطلاعات پریشان ذهنم را مرتب‌تر می‌کند و گل ایده‌های زیبایی در باغچه ذهنم می‌رویاند ولی نمی‌توانستم به آنها مرتب رسیدگی کنم.)

رفتم ببینم که قرار است در مورد دوره نظم شخصی چه چیزهایی بیان شود؟ داشتم عناوین را نگاه می‌کردم، انگار استاد شاهین داشت ذهن مرا می‌خواند یا شایدم زندگی مرا…!

برای شروع دوره با کلاس نظم شخصی، روزشماری می‌کردم ولی با این قرار که این دوره را کامل ببینم و اجرا کنم.

رونمایی از دوره آغاز شد. سعی می‌کردم راس ساعت ۷ سر کلاس حاضر و قلم‌به‌دست نشسته باشم. گاهی ناخواسته یا نمیشد یا دیر می‌شد ولی سعی می‌کردم جلسه آن روز را تا شب بشنوم و نت‌برداری کنم و اجرا. (بالاخره دوره نظم بود زشت بود که رعایتش نکنم)

گاهی نظم از دستم می‌رفت، می‌دانم کار خوبی نمی‌کردم ولی آن اوایل که هنوز نظم در عمق جان و زندگی‌ام بهتر نفوذ نکرده بود، این وضعیت پیش می‌آمد.

یادمه اولین روزی که کامنت‌گذاری در کانال دوره را شروع کردید، آخرین کامنت ثبت شده، کامنت من با اسم من بود. حس خوبی را داشتم آخر من تا بحال سایت و کانالی نداشتم که بخواهم از افکار و حرف‌هایم برایش بگویم و ثبت کنم، اصلا به نوشتن فکر نمی‌کردم و خودم رو ازش دور می‌دیدم البته تا چند ماه قبل‌تر..

ولی حرکت اون روز منو برای داشتن سایت، نوشتن و تولید محتوا بیشتر ترغیب کرد، تجربه دلنشینی بود که شما باعثش شدید، بسیاااار سپاسگذارم.

دومین موردی که این باور و امید منو به نوشتن قوی‌تر کرد، نوشتن کتاب نظم شخصی الکترونیکی بود. گویا موضوعش را برای نوشتن راحت نمی‌دانستم ولی بعد از ۶ روز فکر کردن در مورد اینکه بنویسم یا ننویسم؟ چه بنویسم؟ دل را به دفتر زدم و سعی کردم با فرمتی که گفته شده مطالب را آماده کنم و با بیان خودم بنویسم.(ایجاد تغییر و خلاقیت چیزیست که من را بر سر ذوق می‌آورد)

فایل را آماده کردم و برای خانم احمدی عزیز فرستادم. دوست داشتم بازخورد بگیرم. از خانم احمدی خواستم اگه امکانش هست نوشته‌ام را بخواند و ایشون لطف کردند و قبول کردند. بعد از چند دقیقه دیدم خانم احمدی از خلاقیت من و کاربردی بودن مطالبم میگوید. من در پوست خود حس نابی داشتم و کلی انرژی گرفتم. حتی آقای حسینی هم که فایل را برای ویرایش در گروه فرستاده بود از کاربردی‌بودن نوشته‌ها گفتند و لازم بود ویرایش کوچیکی را انجام دهم که در نهایت مطالب را بهتر از قبل کرده بود.

🌅فراق آفتاب و دریا کم‌کم به سر می‌رسد و وصال نزدیک است..

🍃مرا امید وصال تو زنده می‌دارد
و گرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
نفس‌نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
“حافظ”

خب حال الان روزها و برنامه زندگی من بعد از دوره چگونه است؟
مگر می‌شود با وجود استاد گرامی و آموزش ارزشمندش، نگویم عالی‌تر شده؟!

در طول دوره، من یاد گرفتم که چگونه برنامه بهتر و اجرایی‌تر متناسب با خودم رو بچینم. بین علایقم هدف اصلی و اهداف فرعی را تونستم تمیز بدم و الان یک هدف اصلی و تعدادی اهداف فرعی دارم که به بهتر شدن و پرورش هدف اصلیم کمک میکنن و سردرگمی‌ها در مورد هدفم ناپدید شدند.

حال کنترل بیشتری روی افکارم و کارهایی که روزانه باید انجام بدم دارم، آرامشم بیشتر شده.
پیاده‌روی‌ای که معمولا بعد از تاریک شدن ذهنم برای روشنایی وجودم انجام می‌شد، الان به کار ثابت روزانه‌ام تبدیل شده و انرژی و عملکردم رو بهتر کرده و حس شادابی و انگیزه بیشتری رو دارم.

الان از زمانم آگاهانه‌تر استفاده می‌کنم و برنامه ربات‌گونه ندارم. برنامه‌ای خلوت‌تر می‌سازم، انجام کارها و اجرای برنامه‌ام برام راحت‌تر و دلنشین‌تر شده. با نه گفتن بیرحمانه به خیلی از چیزها، بهتر جلوی سردرگمی و به‌هم‌ریختگی برنامه‌هام رو می‌گیرم.

عمل‌گراییم بیشتر شده و بازم دارم روش کار می‌کنم.

بیشتر یاد گرفتم که درد رو به قدرت و قدرتم رو به رشد تبدیل کنم.

نگاهم به شانس تغییر کرده و بهتر شده، توجه بیشتری به شاخص‌های هفتگانه دارم و اجرا می‌کنم. همه آنها آگاهی‌هایی بهم دادن و برای زندگی بهترم بهشون نیاز دارم مخصوصا توانایی چسبدن.

علاقه بیشتری به نوشتن پیدا کردم و برام باارزش‌تر شده، حالم باهاش بهتر میشه، زندگیمو شفاف‌تر کرده و برنامه‌مو مشخص‌تر. شما باعث شدین نوشتن مثل مروارید برای من و زندگی‌ام گرانقیمت، زیبا و باشکوه، براق و جذاب‌تر بشه.

بیشتر به واکنشم و اتفاقاتی که میفته توجه میکنم و سعی میکنم آگاهانه‌تر زندگی کنم‌.

مهارت ارتباطی در نگاهم پررنگ‌تر شده. ولی نمی‌دانم چجوری بیشتر تقویتش کنم!

سعی می‌کنم تا یه موضوع رو کامل درک نکردم و یاد نگرفتم، سراغ موضوعات دیگه یا آموزشای دیگه نرم.

به شدت از بی‌نظمی و نصفه رها کردن کارها متنفر شدم و سعی می‌کنم کارهامو حتی شده در سطح خرد انجام بدم و روی کاغذ بیارم و پیشرفتمو بنویسم. و باعث بشه دلم نیاد زنجیره تلاشمو قطع کنم و روزانه حلقه‌ای رو بهش اضافه نکنم و بدون رشد بذارمش.

کات گویی تاثیر خوبی رو روی تمرکزم و ذخیره وقتم گذاشته.

بیشتر حواسم هست به اطلاعاتی که وارد ذهنم میشه. و سعی میکنم مطالب متنوع فضای مجازی رو کمتر ببینم و بیشتر روی آفلاین بودن تمرکز کنم.

ایده‌هایی که به ذهنم میاد رو همون لحظه سعی میکنم روی کاغذ بیارم و گمشون نکنم.
حس میکنم کارهایی که قبلا فکر میکردم توانایی انجامشونو ندارم الان راحت‌تر میتونم انجام بدم با خیال راحت‌تری.

برنامه‌های شلوغ و ربات‌گونه‌ام به برنامه نقلی اجرایی تبدیل شدند.

کارهای ثابتم:
صفحات صبحگاهی
مطالعه و آماده شدن برای آزمون
پیاده‌روی

جایزه‌ای هم برای خودم در نظر گرفتم که اگه برناممو منظم انجام بدم، شبا یه فیلم کوتاه آموزش مورد علاقمو ببینم.

هدف این ماه من:
جمع‌بندی درس‌ها برای آزمون

استاد من دارم برای کنکور سراسری آماده میشم به حول قوه الهی (اگر درمورد سمتم خواستید برای نامه در سایت چیزی بنویسید:جوینده دانش باشد خوب است… ولی این نامه رو صرفا برای شما نوشتم، انگار علاقه چندانی برای انتشار ندارم)

فضای مجازی و آنلاین بودن خیلی از وقت و تمرکزم رو میگیره خیلی محدود کردم خودم رو تا فرصت باقی‌مونده
به همین دلیل سایتم رو نساختم فقط یه پیجی رو توی اینستا هفته قبل ساختم که فعلا با اونم کاری ندارم.

تصمیم گرفتم بعد از آزمونم به طور جدی‌تر:

رسانه‌داری کنم

آموزش تولید محتوا رو کامل ببینم و اجرا کنم

جدیدا با کپی رایتینگ آشنا شدم توی سایتتون و دوست دارم اونم یاد بگیرم

نویسندگی دوست‌داشتنی

فن بیان

اینا رو دوس دارم یاد بگیرم و داشته باشمشون و ازشون استفاده کنم

به روانشناسی،

کوچینگ،

توسعه فردی،

عرفان و اشعار عرفانی هم علاقه دارم ولی هدف اصلیمو کوچینگ در نظر گرفتم. و از بقیه موارد برای حرفه‌ای‌ترشدن و بهتر شدنم برای این هدف میخوام استفاده کنم.

ایده‌ای برای ترویج هم:
من زندگی با آگاهی در نظر گرفتم و به شدت به این معتقدم و ضروری میدونم برای زندگی بهتر

این از علایق مهمتر من و هدف من. ولی نمیدونم برای راه‌اندازی سایتم از کجا شروع کنم و چجوری محتوا تولید کنم!

دوست دارم از این علایقم درآمدی هم داشته باشم و در عین حال برای هدفم کوچینگ حرفه‌ای شدن هم تلاشمو بکنم.

پیشنهاد شما برای من چیه؟
از کجا شروع کنم؟
مطالب رو چجوری بنویسم؟ از کجا؟
و چه کارهایی رو مرحله به مرحله طی کنم؟
خوشحال میشم که از تجارب شما استفاده کنم سپاس🙏🌷💫🌷💫

 

نویسنده: صدیقه رحمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *